خرید بک لینک
گاهی مثل ققنوسی خسته

بر تلی از هیزم اندوه

آواز غربت سر می دهم

تنم گرُ می گیرد

آتش تمام وجودم را در سکوت می سوزانَد

و خاکستر می شوم.

...

تو نگاهم می کنی

و می خندی.

تا از خاکستر من ققنوسی دیگر زاده شود

که نه می گرید

و نه حتی غمگین است..!

..

این را گفتم که اگر فردا روزی به رخت کشیدم که خُرد بودی و من بزرگت کردم، به یادم آوری که مرده بودم و تو زنده ام کردی!!

«برای دخترم سایان بانو که امید من در این روزهای سخت تنهایی است»

برچسب: نویسنده: نوید صالحی تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 14:48

صفحه بندی